1394/10/05
بازدید : 4768
0  
/ 0

دربندیان سیاهچال ارگ بم از طاهریان تا زندیان

ارگ بم بزرگ‌ترین سازه خشتی جهان، از بناهای اجتماعی ماندگار بر خاک زرخیز کویراست که با وجود تندباد ویرانگر رخدادهای تاریخی و طبیعی از باستان تا امروز برجای مانده است تا گواهی باشد بر آن که بناهای اجتماعی با تن دادن به نیازهای زمان و دگرگونی‌های ساختاری و گاه کاربری بخت تداوم زندگی دارند.  این بنای عظیم  تنها از خشت و گل که نسبت به بسیاری دیگر از مواد و مصالح ساختمانی از جمله سنگ امکان ماندگاری کمتری دارد ساخته شده و همواره در معرض تهاجم‌های گسترده و آسیب‌های طبیعی در گستره زمان است.  سازه‌های خشت و گل در منطقه کویری چون بم نشان از ظرفیت بالای هوش معماران ایرانی دارد که در سازگاری با آب و هوا و جغرافیای منطقه بهترین و دردسترس‌ترین مصالح موجود را انتخاب کرده‌اند.

شهر بم

شهر بم  امروزه در ذهن ما با ارگ استوار آن و نیز زلزله ویرانگر 5 دی ماه 1382 که امروز سالگرد آن را به یاد از دست رفتگان در خاطر ورق زدیم همنشینی دارد. این شهر در 185 کیلومتری جنوب شرقی استان کرمان و در مرز استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و به خاطر همین موقعیت جغرافیایی، حوادث سیاسی و اجتماعی مهمی را که در گوشه جنوب شرقی ایران شکل گرفته از سرگذرانده است. موقعیت جغرافیای آن در عرض شمالی بیست و شش درجه و پنج دقیقه و ارتفاع آن از سطح دریا 1065 متر است (مهریار، 41).

بم بنا به آنچه مقدسی می‌نویسد در کنار چهار منطقه بردسیر (یا گواشیر)، نرماشیر، سیرجان و جیرفت از خوره‌ها و نواحی پنجگانه کرمان به شمار می‌رفته است (مقدسی، 681). این شهر دارای آب و هوای گرم و خشک ولی با وجود رشته کوه‌های بارز در جنوب، کوه هزار در مغرب و کوه کبودی در شمال دارای نسیم دائمی است. داشتن رودخانه‌های فصلی پشت رود و بم رود و نیز رشته قنات‌های قدیمی از آن بهشتی کوچک در دل سوزان کویر ساخته است. افضل الدین کرمانی گوید: «در صحبت جمعى از دوستان به بم‏ رفتم، اول ماه رمضان بود، سى روز بر فراش بماندم و طاقت انتعاش نداشتم. و ولايت بم‏ حكايت از بهشت مى‏كرد » (افضل کرمانی، 99). تابستان‌های گرم و غبارآلودی دارد ولی بهارش زیبا و دلپذیر است و آمیزه عطر بهارنارنج و کریشکوی و خرما رایحه‌ای مست کننده ای را در هوا می‌پراکند.

از کارهایی که مردمان این منطقه به آن مشغول‌اند جدا از کشاورزی و کشت خرما صنعت پارچه‌بافی است که از دوره‌باستان و همزمان با عهد اشکانی در این شهر مرسوم بوده است «و از بلاد كرمان شهر بم‏ است ولايتى معمور، بسيار ارتفاع و به مثل گويند كه هيچ چشم زمين بم‏ بى‏ارتفاع نديده است و از آنجا ابريشم خيزد و جامهاء مرتفع و آنجا شهري است حصين و سورى متين و در ميان شهر كوهى منيع و بر وى قلعه رفيع‏» (افضل کرمانی، 128؛ نیز بنگرید به ابن خردادبه، 65). افسانه هفتواد که در کارنامک اردشیر بابکان آمده حکایت از دستیابی هفتواد، بنا کننده قلعه بم به کرم ابریشم و راز تهیه این پارچه نفیس می‌کند (مجمدجواد مشکور، 16). یاقوت حموی در اثر سترگ خود معجم البلدان از بم این‌‌گونه یاد می‌کند: «شهرى گرانمايه و كهن ريشه از شهرهاى نامبردار كرمان است. مردمى هنرمند دارد و بيشتر جولاهه‏اند و پارچه‏ هاى آن در همه شهرها بنام است. از قنات‌ها كه از زمين برآرند و اندكى نمك دارد مى‏آشامند. رودخانه‏ اى شاداب و باغها و بازارهاى انبوه دارد» (یاقوت حموی، ج1، 636).

Arg Bam

 

ارگ بم

ارگ بم مساحتی نزدیک به ۱۸۰٬۰۰۰ متر مربع دارد که با دیوارهایی به بلندی ۶ تا ۷ متر و طول ۱۸۱۵ متر و خندق بر گرد آن احاطه شده است. بنای این اثر به دوره اشکانی بر‌می‌گردد. ارگ بم از دو بخش مردم‌نشین و حاکم‌نشین تشکیل شده است و همین مساله فرصتی خوب برای بررسی تاریخ اجتماعی به لحاظ همنشینی فرمانروایان و مردم فراهم می‌سازد. دسترسی به این مجموعه تنها از دروازه جنوبی مردم نشین است، هرچند که دروازه دومی که در حصار شمالی مردم‌نشین جاسازی شده به مردم نشین راه پیدا می‌کند و در میان باروهای دیگر بخش‌های حاکم نشین دروازه‌ای آنها را به هم می‌پیونند ( مهریار، 45). بخش مردم‌نشین شامل یخچال، مسجد حضرت رسول، بازار، میدان و تکیه بازار، مسجد جامع، حمام، مجموعه میرزا نعیم، آسیاب بادی، اصطبل، زورخانه، محله جهودی‌ها، مدرسه یا خانقاه، بنای میرآخور و محله‌های مسکونی است. محله کناری‌ها از دیگر بخش‌های قسمت مردم‌نشین است که همان طور که از معماری و نام آن بر‌می‌آید دیرتر به مجموعه اصلی اضافه شده است و بیشتر حکم حاشیه‌نشین‌های امروزی را دارد.

بخش حاکم‌نشین بر فراز صخره  در شمال مجموعه ارگ قرار دارد و متشکل از برج اصلی یا برج دیده‌بانی، ساختمان سه طبقه چهار فصل، خانه حاکم، چاه آب، حمام، خانه رییس سربازخانه (ساختمان معروف به آسیاب بادی)، سربازخانه، برج و بارو است. در بخش شرقی حاکم نشین دروازه مسدود شده‌ای است که آن را کد کرم (خانه کرم) خوانده‌اند که حکایت از افسانه هفتواد و کرم رازآمیز او دارد (مهریار، 46). در زیر خانه حاکم زندان یا سیاهچال قرار  دارد که موضوع بحث ما در این نوشتار است. 

 تمام این بناها از خشت و گل بنا شده که بی‌تردید در دسترس‌ترین و ارزان‌ترین مصالح موجود در منطقه بوده است ولی بازسازی‌های متعدد در آن در دوره‌های تاریخی متفاوت و اضافه کردن به این مجموعه بنا به مقتضیات زمان این بنا را تا امروز سرپا نگاه داشته است. البته نباید از نظر دور داشت که این منطقه همواره تا اواسط دوره قاجار کاربری خود را حفظ کرد و پس از آن به خاطر قیام آقا خان محلاتی، از رهبران اسماعیلی در این قلعه که سرانجام در سال  1257 سرکوب شد (ایران در دوره سلطنت قاجار، 136-137)، به تدریج قلعه‌های سر به فک کشیده آن تخریب شد تا پناهگاه شورشیان بر ضد حکومت نباشد. به همین خاطر این بنا در دوره‌های بعدی به تدریج به بنای باستانی برای دیدار بازدیدکنندگان تبدیل شده است. در دوره ‌پهلوی و پس از آن نیز در آن مرمت‌هایی صورت گرفته است. آخرین تعمیرات ارگ بم تا پیش از غیرمسکونی شدن کامل آن در سال 1257 تا 1259 صورت گرفت.

 محسن کاشی، مهندس شهرسازی و از کسانی که در پروژه بازسازی ارگ بم نقش داشتند در جلسه‌ای که در دانشگاه ام ای تی در شهر بوستون در 19 نوامبر 2015 برگزار شد گزارش کوتاهی از روند بازسازی و مرمت ارگ بم پس از زلزله 5 دی ماه 1382 ارائه داد. زلزله بخش‌های وسیعی از ارگ را به کلی ویران کرده بود و از این رو بازسازی آن نیاز به همکاری مهندسان و معماران ایرانی و خارجی داشت. آن گونه که ایشان عنوان می‌کرد بخش‌هایی که در دوره‌های متاخرتر از پهلوی تا آن روز بازسازی شده بود بیشتر دچار تخریب شده و این نشان می‌داد که این بازسازی مبتنی بر علم مهندسی و معماری حساب شده صورت نگرفته است و از همین رو در بازسازی های بعد از زلزله سعی بسیار شده است که این اصول رعایت گردد. لازمه ثبت یا ماندگاری یک بنا در فهرست آثار جهانی یونسکو آن است که بازسازی آن بر اساس مدارک و منابع به جای مانده از دوره‌های پیشتر باشد و خوشبختانه ارگ بم نیز شامل این قانون شده است.

سیاهچال ارگ بم

یکی از بخش‌های مهم حاکم‌نشین سیاهچال معروف آن است که در زیرزمین خانه حاکم قرار داشته است تا تصویری متفاوت از برآمدگان به قدرت که در طبقه بالا بر اریکه حکومت نشسته‌اند و آنان که در سیاهچال به ناخوشی و ترس روزگار می‌گذراندند باشد. این مکان که بی‌تردید به ابزارهای شکنجه نیز مجهز بوده گاه پذیرای شخصیت‌های بنام سیاسی و اجتماعی می‌شد که در ساختن تاریخ ایران نقشی به سزا داشته‌اند. این یادداشت کوتاه قصد دارد مروری کوتاه بر نام و نشان برخی از دربندیان زندان ارگ بم داشته باشد و بعد در فرصتی بهتر به تفصیل به زندگی آنها بپردازد.

Hakem Neshin Arg Bam

 

دربندیان سیاهچال

اولین نامبردگان این سیاهچال محمد بن طاهر آخرین امیر طاهری است که پس از تصرف نیشابوردر سال 259، تختگاه طاهریان به دست یعقوب لیث (247-265)، پایه‌گذار دودمان صفاری دستگیر و به قلعه بم فرستاده شد. آن گونه که یعقوبی در البلدان روایت می‌کند محمد پسر طاهر همراه با خانواده‌اش در ارگ بم به زندان بوده‌اند: «و محمد از سال دويست و چهل و هشت تا سال دويست و پنجاه و نه در خراسان بر سر كار بود و در اثر خروج حسن بن زيد طالبى در طبرستان و جز آن، و خروج يعقوب بن ليث صفار در سيستان و دست اندازى وى به نواحى خراسان امور آشفته گشته بود، سپس يعقوب بن ليث صفار در شوال سال دويست و پنجاه و نه رهسپار نيشابور شد و محمد بن طاهر را دستگير كرد و خود و خاندانش را در بند نمود و اموالشان و هر چه را در خانه‏هاى خود داشتند ضبط كرد و آنان را در قيد و بند به قلعه كرمان كه به آن قلعه بم‏ گفته مى‏شود فرستاد و هم‌چنان به آن حال بودند تا آنكه صفار مرد و خراسان از آنان تهى گشت و عمرو بن ليث برادر صفار به خراسان آمد» (یعقوبی، 143-144).

نوبت بعدی که در کتاب‌های تاریخی از این سیاهچال یاد شده پس از مرگ یعقوب لیث است که میان برداران او بر سر رسیدن به قدرت اختلاف ‌افتاد. عمرو پسر لیث (265-287) که دستی نزدیک‌تر به قدرت داشت برادرش علی پسر لیث را به سیاهچال بم می‌اندازد که علی به تدبیر در سال 267 از آن می‌گریزد: «چون عمرو به پارس رسيد، على بن اللّيث بند بود و محبوس به قلعه بم‏، حيلتى بكرد و خويشتن را خلاص كرد، اندر ماه رمضان سنه ست و سبع و مائتين. و زانجا گروهى جمع كرد و بتاختن بسيستان آمد» (تاریخ سیستان، 247).

در دوره ایلخانیان و در زمان حکومت ابوسعید (716-736) گروهی از برخاستگان بر ضد حکومت دستگیر شدند و سلطان قصد هلاک آنها کرد که به پادرمیانی غیاث‌الدین محمد وزیر از خون آنها گذشت: «سلطان بفرستاد و به تدريج يك يك را طلب فرمود و حكم كشتن كرد. غياث الدّين محمّد وزير شفيع گشته خون‏ ایشان را درخواست كرد. سلطان خون‏ ايشان را بخشيد امّا هر يك را به قلعه‏اى فرستاد كه محبوس باشند. امير زاده‏ محمود بن‏ ابش قتلغ را به خراسان پيش امير شيخ على قوشچى، و امير زاده سلطانشاه‏ بن نيكروز را به قلعه سيرجان‏، و امير زاده محمّد پيلتن را به قلعه بم‏، و امير محمّد قوشجى را به قلعه نطنز، و امير شرف الدّين محمود شاه اينجو را به قلعه طبرك اصفهان، و امير زاده مسعود شاه بن محمود شاه را به روم پيش امير شيخ حسن. تا سلطان در حيات بود آن جماعت در آن مواضع موقوف بودند به غيرشرف الدّين محمود شاه كه به اردو طلب كردند و پسرش مسعود شاه را در روم از بند اطلاق فرمودند» (حافظ ابرو، ج2، 202-203: نیز بنگرید به حبیب السیر، ج3، 218).

امیر مبازرالدین محمد (حکومت 718-759) از امیران آل مظفر از دیگر بندیان قلعه بم بود که توسط پسرانش شاه شجاع و شاه محمود از قدرت کنار رفت. او پس از برگرفته شدن از قدرت در شیراز، تختگاه خود به زندان افتاد ولی به علت گرمی زیاد هوا به قلعه بم منتقل شد و در سال 765 جان از کف بداد: «بعضى از ملازمان امير مبارز الدّين را به قتل آوردند و او را به قلعه‌تر كه در گرمسير شيراز است فرستاد. بعد از چندگاه در آن قلعه رنجور شد و مرض متمادى گشت و هواى آن موضع به غايت گرم بود.  بعد از آن گفتند كه او را به قلعه بم‏ برند، در راه وفات يافت در اواخر ربيع الاخر سنه خمس و ستين و سبعماية» (حافظ ابرو، ج2، 225-226). مبارزالدین را پس از مرگ «به ميبد بردند و در مدرسه مظفريه مدفون شد» (تاریخ آل مظفر، 80؛ نیز بنگرید به حبیب السیر، ج3، 298).

لطفعلی خان زند (1203-1209) آخرین شاه دودمان زند سرنوشتش با بم و سیاهچال آن گره خورد. او که پس از درگیری با محمد خان قاجار از شیراز به بم پناه برده بود تا با نیروی بیشتر به جنگ خان قاجار رود به خیانت ابراهیم جهانگیرخان حاکم بم و برادرنش گرفتار آمد: «حضرت جهانبانى ... با سه نفر از سوار به صوب بم‏ ايلغار نموده بودند در عرض راه معدودى از ايلات با ايشان پيوسته، از شهر كرمان الى قلعه بم‏ كه سى چهل فرسخ مسافت است در يك شبانه روز طى نموده، هنگام عصر وارد دروازه قلعه بم‏ گرديده، محمد على خان برادر كهتر جهانگير خان سيستانى به استقبال اقدام جسته، جوياى احوال برادر مهتر خود گرديد. ملتزمين ركاب در جواب مذكور ساختند كه: از عقب وارد مي‌شود. محمد على خان و ساير اقوام و اقارب سلاطين سيستانى توهم نمودند كه شايد در كرمان در زمره گرفتاران گير آمده باشد و مورد سخط و غضب آقا محمد خان شود. بنابرآن آن حضرت را در همان درب دروازه جاى داده، داخل قلعه ننمودند و بجهت ملتزمين ركاب خارج از دروازه مسكن معين نموده و تا سه روز به انتظار خبر ورود جهانگير خان مماشاتى مى‏نمودند (تاریخ گیتی‌گشا، 389-390). این در حالی بود که روز بعد جهانگیرخان وارد کرمان شد. لطفعلی خان را پس از چند روز نگاه داشتن در سیاهچال بم تسلیم محمد خان قاجار کردند که نتیجه آن قتل شاهزاده زند بود.

 

به یاد دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی که بنا به سنتی که داشت در لابلای تمام نوشته‌ها و گفتارهای متنوع‌اش همواره از زادگاهش کرمان یاد کرد. امسال به مناسبت سالروز تولد او جایزه‌ای به نام ایشان قرار است به اهل علم و فرهنگ ارائه شود که امیدوارم همچون خود او که هرگز به سیاست آلوده نشد و زخم سنگین همین منش را با بازنشستگی اجباری احساس کرد رنگ سیاست نگیرد. و نیز به یاد ایرج بسطامی، هنرمند نامی ایران که در زلزله بم جان خود را از دست داد؛ در تمام مدت نگارش این یادداشت تصنیف‌های زیبایش فضای بم را برایم زنده می‌کرد.

 

مریم کمالی

منابع

ابن خردادبه، ابو القاسم عبيد الله بن عبد الله‏، المسالک و الممالک، تصحیح حسین قره‌چانلو، تهران، 1370.

افضل الدين کرمانی، ابو حامد احمد بن حامد‏، عقدالعلی للموقف الاعلی، تصحیح على محمد عامرى نائينى‏،  تهران: روز بهان‏، 1311.‏

حافظ ابرو، شهاب الدين عبد الله خوافى‏، جغرافیای تاریخی، تهران: میراث مکتوب، 1375.

خواندمیر، غياث الدين بن همام الدين، تاریخ حبیب‌السیر، تهران: خیام، 1380.

شمیم، علی اصغر، ايران در دوره سلطنت قاجار، تهران: انتشارات بهزاد، 1387.

کتبی، محمود، تاريخ آل مظفر، ویرایش عبد الحسين نوايى‏، تهران: امیرکبیر، 1364.

مشکور، محمد جواد، کارنامه اردشیر بابکان، تهران، بی جا، بی تا.

مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ترجمه علینقی منزوی، تهران: شرکت مولفان و مترجمان ایران، 1361.

مهریار، محمد، «سیمای تاریخی ارگ بم»، 1383، ش 36 و 37، 39-54.

موسوی اصفهانی،محمدصادق، تاريخ گيتى‏گشا در تاريخ زنديه‏، ویرایش سعيد نفيسى‏، تهران: اقبال، 1363.

یاقوت حموی بغدادی، معجم البلدان، ترجمه علینقی منزوی، تهران: میراث فرهنگی کشور، 1383

یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، البلدان، ترجمه احمد بن اسحاق، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1347.